برای من- یلدا- معنی خیلی با ارزشی داره...یلدا یعنی "پایان شب سیه سپیدست"...یلدا یعنی بدونیم درست همان وقتی که به انتهای جاده طولانی سیاهی و ناامیدی فزاینده میرسیم...نور... روشنایی... سپیدی و امید می تونه- پشت در باشه و - کم کم- از راه برسه...درست همانطور که هیچ چیز در خلقت ناگاه اتفاق نمی افته و زمان و سیر طببعی خودش رو داره... یلدا هم بر همین پایه و در واقع نوعی نشانه ست...

بیایید یلدا رو جشن بگیریم...در کنار -هم- جشن بگیریم...نه فقط در انتهای پاییز...بلکه هر زمان که حس می کنیم سیاهی و نا امیدی بدجوری ناخوشمان کرده...یلدا رو ساده برگزار نکنیم...برای یلدا -تنها- به میوه و شیرینی و آجیل بسنده نکنیم...یلدا را با شکوه جشن بگیریم...باهم...نه فقط با خوراکی های جوروجوار که کاممان شیرین و خوش شود...که این نیز در جای خود نیکوست...یلدا را جشن بگیریم...همان گونه که نیاکان ما می گرفتند...در کنار هم- به کمک هم- با شیرین کردن روح و جان خود و دیگری- با شمیم همدلی و شیرینی امید...امید به تلاش...امید به ساختن...امید به فردا...امید به آینده...یلدای همه مبارک بادا...