یافتن معنا در کار
بیش از سی و سه درصد از 10000 کارگری که در سال 2005 در یک نظرسنجی در امریکا شرکت کردند گفتند: سرکارشان، کار زیادی برای انجام دادن ندارند و اغلب کسل و بی انگیزه اند ( Malachowski, 2005). این رقم، خیلی بالاتر از رقمی ست که در اکثر تحقیقات در باره کارگرانی به دست می آید که می گویند دچار اضطرابند. پس بعید نیست که امروزه در محیط کار، ملال مشکلی بزرگتر از اضطراب باشد. در مجموعه کارتونی سیمپسون ها، هومر همیشه سعی می کند که روزهایش را در نیروگاه هسته ای با انجام کمترین کار ممکن سپری کند؛ روز کاری آرمانی او روزی است که هیچ کاری نکند. اما چند نفر از ما واقعا می توانیم تحمل کنیم که روزها و سال های متوالی عملا هیچ کاری انجام ندهیم؟